الشيخ المنتظري

27

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

پذيرفته اند ابن ابى الحديد معتزلى است ، كه شرح مفصّلى بر نهج البلاغه نوشته و از شرحهاى خوب نهج البلاغه است . ابن ابى الحديد از كسانى است كه فضل و تقدّم على ( عليه السلام ) را بر خلفا قبول دارد ، وى در مقدّمه شرح نهج البلاغه در حمد خدا مى گويد : « و قدّم المفضول على الافضل لمصلحة » ( 1 ) حمد خدايى را كه مفضول را ( يعنى ابوبكر و عمر را كه از نظر علم و فضل پايين بودند ) بر افضل ( يعنى على كه از نظر علم و فضل بالاتر بود ) به خاطر مصلحت مقدّم داشت . به هرحال او در جلد اوّل كتابش مى گويد : من خطبه ها را پيش استادم « ابوالخير مصدق بن شبيب واسطى » مى خواندم ، به اين خطبه كه رسيدم استادم به من گفت : من اين خطبه را پيش استادم « ابومحمّد عبداللّه بن احمد » معروف به « ابن خشاب » خواندم و به او گفتم : « اَتقول انّها منحولة ؟ » آيا شما مى خواهيد بگوييد اين خطبه شقشقيه جعل شده است ؟ استادم در جواب گفت : « لا واللّه و انّى لاعلم انّها كلامه كما اعلم انّك مصدّق » نه به خدا قسم مى دانم كه اين خطبه از كلمات حضرت على ( عليه السلام ) است ، همانطور كه مى دانم اسم تو مصدق است . به او گفتم بسيارى از مردم مى گويند اين خطبه از كلمات سيّد رضىّ است و به حضرت على نسبت داده اند ، در جواب گفت : « أنّى للرّضىّ و لغير الرّضىّ هذا النَّفَس و هذا الاسلوب » چطور سيّد رضىّ و امثال رضىّ مى توانند چنين نَفَسى داشته باشند و كلامى به اين زيبايى بيان كنند ؟ ! « قد وقفنا على رسائل الرّضىّ و عرفنا طريقته و فنّه فى الكلام المنثور و ما يقع مع هذا الكلام فى خلّ و لا خمر » ما واقفيم بر كتابهاى سيّد رضىّ و روش او را در كلام نثر شناخته ايم ، هيچ گاه كلام او با كلام حضرت على ( عليه السلام ) قابل مقايسه نيست نه در سركه و نه در شراب . اين يك ضرب المثل است ، در حقيقت مى خواهد بگويد جنس كلام حضرت على با جنس كلام ديگران فرق مىكند . بعد ابن خشاب

--> 1 - شرح ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 3